من خوبم
پینه های مدادم خوب اند
و دشت های خالی خوب .... بلدند منظره گی شان را انجام دهند
بر پوست کشیده شب زبان می کشم ... تا ظهر
خوشمزه است و ....
سفید البته ، توجیه نمی کنم
کار شاقی هم نکرده ، کله شق بودن شرط قبیله بوده و من .... سرکرده!
نه مثل دالی بازی های سالوادور
نه .... یاغی بازی بوده ، همه شاهدیم و او زائد
من برای توطئه حدودا پیرم ................. در آمده
چطور بگویم حمایت نکنید؟
من برای لیاقت دیرم !
من بلد نیست
در موتور پراید زندگی کند
ترجیح می دهم از درخت بالا بکشد تا ...
... بستان تمام شود
مثل قهوهء دیشب ... حرام شود؟
برای اطلاعات بیشتر
با روابط عمومی دیوان حافظ تماس بگیرید
حدودا یک سیگار{ی} طول می کشد
از مسجدالاقصی تا ... اقصی نقاط ملکوت
اگر سواد هم دارید
از جریدهء عالم کمک بگیرید
اگر کتاب هم دارید بسوزانید
کثافتا رو
من با جارو می آیم
شبی
از شعب ابی طالب ، شانزه لیزه ، گراند کانیون
به همراه باربا پاپا ، پت پستچی و سوزی عزیزم
عزیزم
قارچ های اتمی سرطان سینه می آورند
بشقاب دارم
بیا وازکتومی بخوریم!
بی مقدمه، گوشت و استخوان
پوستی بر هیچ کشیده
و تحویل شما می دهم
در تابلوی قطاری که دور می شود
من دور می شود هستم نه دود
اگر قسمت شد
پنج سی سی از می سی سی پی
برایتان می آورم
در چشم هایتان بچکانید
اگر هم نشد
فرکانس مرا یادداشت کنید
فقط یادتان باشد
موهای لیلی صورتم را پوشانده
روی دیش هایتان قیچی نصب کنید!
پریشانی از پیشانی شروع می شود
پشیمانی
روی شیروانی های شهر
سُر می خورد از شرم
دیده شدن کافی نیست
چیده شدن هم برای میوه شدن
زنان میانسال
زائده های شب را دوست دارند
باران امشب هم
همه چیز را حل کرد
فقط یک نفر
این پراید را برای من توضیح دهد!
از شما که پنهان است
از من چه پیدا
ستوان زاده شدن تجسد وظیفه بود
و الّا الآن لا اُبالی
در متروی ماه
به خواب اقاقی رفته بود
خودکشی با فونت 13
مطمئن تر است
بهتر است
خرافاتی باشم تا کراواتی
به این دلیل که ...
با این همه اضافه وزن
راه دوری نمی شود رفت/برگشت
و ...
با اینکه چه چیز را نمی فهمم
چیزی عوض نشده عوضی!
فقط
چند تکه از من با
چند تکه از چند نفر تعویض
و الّا همچنان
فروش نمی خرم
دارم هنوز دارد جایی
حوالی شش سالگی
به یک شیشه نوشابه زرد می اندیشد
این که می خوانی
مکانیسم دفاعی من است
مواظب باش
و نزدیک نیا
در اینجا گیاهی کاشته ام
که خوراکش دهان مخاطب است
روایت است
در آن دم که باران می ایستد
جنگل اشباح
به مانندهء صامتی صم بکم
بازوانش را گشوده
و مرا در آغوش خواهد کشید
شما می مانید
و چند قطره جوهر داغ
در واحد چهار عمارت عنکبوت
در این تهران چرک مردهء مادر @$#+
در لبه منحنی ها
حاشیه ها
در فضای بین سیاره ای
می گردم
دنبال
رد پای دستانت
* این شعر رو قبلا در وبلاگ خانقار نوشته بودم
اما بنا بر دلایلی که بخشی از اون بر شما و بخشی بر خودم نیز پوشیده س
در اینجا هم می نویسم.
هر چیز سر جای خودش
و خودش دور می شد
مثل شعله ای نارنجی
یا کودکی جیغ می کشید در سانتا باربارا
در سانتا باربارا
همه جا تاریک است
همه جا باریک است
در مرز منچوری
در الساوادور
آسمان خیره مانده بود
بغیر عمد ترونها
و استوانه های خجالتی
در هستهء اتم س.ک.س می کردند
در اوربیتال های سوپرشارژ ...
فوتون هایِ هر جایی همان خورشید اند، عشقم!
کسی در بعد پنجم
سرگرم چیدن اجسام خمیر مانند
در فضاهای تعریف نشده بود
چند لحظه صبر کن ...
چند لحظه صبر کن ...
چند لحظه صبر کن ...
G-sharp
G-sharp
G-sharp
G-sharp
خوب >>
باید
پاهای اضافی ام را قطع کنم
او مرا دوست ندارد این طور
نه
این طور نمی شود {برای موسی}
همان طور که می بینی
یک جای کار می لنگد
لعنتی!
یک پا زیادی قطع کردی
G-sharp
G-sharp
G-sharp
G-sharp
ساعتی دیگر
قرار ملاقات دارم
با دختری از تبار دود
مرثیه ای دارم در سوگ
ماری جوانا سانچز مخیاس
همین خدا که نمی بینی
زمانی ناخدا بود
در خلیج عدن
در جبل الطارق
در یونس در دهان ماهی . . . رفت
.
.
.
برگشت هه!
حالا هوس کرده با تو حرف نزند حتی
حتما شنیده ای داستان پدری که پسرش را خورد
می دانم
نه تو پسری . . . نه من ، تو
اما مارهایی لابه لای این حرف ها خوابیده
که نیش هر کدامشان می تواند
خرابت کند
و ی ر ا ن ی
عادت ماهانه توست
تصویر بادبان هایی که با باد خوابیدم
از خاطرم نمی رود
اگر به خاطر انحنای زمین نبود
تمام این ها را توی چشمت می گفتم
لطفا خفه شو
خواننده عزیز
گوش کن
به صدای بِیس
در پس زمینه این شعر
صدای کوبیدن هفتاد هزار جمجمه
به دیوار داغ جهنم دانته
نباید اجازه دهی
دختران برهنه ای که می پلکند
نت های بی شرف را فراری دهند
تو ماموریت داری
تمام این زهر مار را فرو دهی
تو مسئولیت داری
راس سه دقیقه و پنجاه و یک ثانیه
روح بی ارزشت را
تسلیم کنی
به گیتار جان پتروچی بزرگ
* خانقار